سونوگرافی تعیین جنسیت





قربونت برم مامانی
امروز 1392/10/03 ساعت 17 نوبت سونو داشتم خاله نسیم زحمت کشیده بود رفته بود کلینیک دکتر طهماسبی واسمون نوبت گرفته بو د من و بابایی از ساعت 4:30 رفتیم که جای پارک واسه بابا باشه خیلی طول کشید تا نوبت مامانی
شد تو این فاصله هم بابایی ی چرت جانانه واسه خودش زد آخه خیلی خسته بود و استراحت نکرده بود. وقی اسم مامانی
رو صدا زن به خانم منشی گفتم که اجازه بده بابایی هم بیاد توی اتاق ولی اجازه نداد با آقای دکتر هم صحبت کردم گفتن بابایی ناراحت نباشه CD فیلم و بهش میدیم نگاه کنه منم با خیال راحت روی تخت دراز کشیدم ( این دفعه دیگه بلد بودم )
وقتی که از توی مانیتور بهت نگاه می کردم و آقای دکتر واسم توضیح می داد گفت که نی نی ما ی گل پسره
داشتم از خوشحالی غش می کردم برای اولین بار صدای طپش قلبت رو شنیدم انگار که زندگی برام ی معنای دیگه ای پیدا کرده بود این قشنگترین آهنگی بود که در طول عمرم شنیده بودم چون تا اون روز هنوز تکون خوردنتو احساس نکرده بودم با شنیدن ضربان قلبت حس مادرانه ای پیدا کردم و به خودم بخاطر داشتنت افتخار کردم. از خوشحالی اصلا نمی تونستم از تخت بیام پایین و لباسم رو مرتب کنم ، با این وجود وقتی که از اتاق بیرون رفتم بابایی پشت در اتاق منتظر بود و تو چشاش علامت سوال بود
که ببینه نی نی ما کاکل زری
یا چادر زری
آخه بابایی دوست داشت که نی نی کاکل زری
باشه منم با خوشحالی بهش گفتم که نی نی مون ی گل پسر کاکل زریه و سالمه . یهو بابایی وسط جمعیتی که توی اتاق انتظار نشسته بودن از خوشحالی
منو بغل کرد و بوسید
منم از خجالت داشتم آب میشدم
، زود CD فیلم سونو رو از خانم منشی گرفتم و فرار کردم. تو ماشین که نشستیم یکی یکی زنگ زدیم
و به همه گفتیم که ما منتظر ی گل پسریم
و از فردا میریم کم کم سیسمونیشو بگیریم .
پسر گلم منم CD سونو رو تو جعبه یادگاری ها واست برداشتم حالا سر فرصت تو وبلاگت میزارمش .


سونوگرافی تعیین جنسیت 